فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

468

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

حادثه با فرياد و فغان از خدمه و بردگان خود خواسته بود كه وى را از اطاقى كه بسترى بود به اطاق ديگر منتقل كنند . خدمه ابتدا به خيال آنكه هذيان مىگويد به سخن وى اعتنا نكرده بودند اما سرانجام در اثر اصرار و الحاح او را به اطاق ديگر انتقال داده بودند . از قضا ، بمحض حدوث واقعهء انفجار سنگ بزرگى بر سقف اطاق نخستين مىافتد و آن را ويران مىكند . و عجب‌تر آنكه صداى انفجار كه همگان را دچار وحشت كرده بود وضع روحى اين زن را به حالت طبيعى باز مىگرداند و بيمارى او را چنان تسكين مىدهد كه پس از چند روز از بستر بيمارى برمىخيزد . از آغاز ماه سپتامبر همهء مردم با بىحوصلگى در انتظار ورود ناوگانى از پرتغال بودند كه مىبايست نايب السلطنه را به گوآ بياورد . اين اشتياق بسبب نيازى مبرم بود كه آن زمان ، براى تمشيت امور - چه امور مربوط به صلح و چه امور جنگى - به وجود وى احساس مىشد . اما از آمدن وى مطلقا خبرى نشد جز آنكه نزديك آخر ماه كشتى كوچكى از نوع كشتيهائى كه به حمل و نقل محصولات معادن طلا مىپردازند به گوآ رسيد . ناخداى اين كشتى خبر داد كه دن آلونسو دنورونيا « 326 » به سمت نايب‌السلطنهء هند انتخاب گرديده با ناوگانى مركب از پنج كشتى جنگى و ده كشتى كوچك باربرى كه هنگام خروج از بغاز پرتغال از وى جدا افتاده‌اند ، عازم هند شده است . اما همهء كشتيها باستثناى اين كشتى باركش ، بسبب برخورد با طوفان ناگزير از بازگشت به بندر شده‌اند . اين ناخدا مطمئن بود كه چندروز بعد كشتيها بار ديگر به راه افتاده به زودى به هندوستان خواهند رسيد . شادى اين خبر را خبر ديگرى كه همين ناخدا داد و از تزلزل سلامت شاه اسپانيا حكايت مىكرد مبدل به اندوه ساخت . اين خبر موجبات تأثر و اندوه بسيارى شخصيتهاى محترم ، بخصوص كسانى را كه از وضع ناگوار امور هند آگاه بودند ، فراهم كرد . در حقيقت اوضاع هند به صورتى بود كه كوچكترين تحول سياسى در اسپانيا مىتوانست

--> ( 326 ) Don Alonco de Niorogna